تبليغاتX
زهرآب
این وبلاگ محملی برای رفع تشنگی من از ادبیات معاصر است
شعر 

(ح) 

چه فرقي مي كند

(ح) باشد يا (ه) 

وقتي هواي متن

بوي باروت

بوي كودكان بيروت

بوي زيتون هاي سوخته

بوي خون مي دهد

 (ز) 

زيبا عروس؛

 با گيسواني از زيتون

ريخته به پيشاني

آغوشگشاده با شرم 

زخمي زخم 

كدام شمشير  

كدام نامحرمي؟

جنگاوران عرب 

شمشيرهاشان را

پشت

 كدام اندروني

 جا نهاده اند!!؟

 (ب)

بمب هاي خوشه اي

بمب هاي هدايت شونده

  بمب هاي نفوذ كننده

- شاباش-

مي شوند

در زايش خاورميانه جديد!!

 (الف)

 اينجا؛

درست در وسط اين متن

اتفاق؛

توي سينه مردي از تبار محمد (ص)

 بلند مي شود

بلندتر از همه فرياد هاي دنيا

فرياد مي زند

زنده باد آزادي

(ل)

 ليلي

ليلان

 لبنان مست نگاه تو مي رقصند

 به گاه تو مي رقصند

                    به آه تو مي رقصند 

         مجنون هاي بيشمار تو مي رقصند در خون        

   (ل)

لالائي مي شود براي

 كودكان لبنان

 كودكان لبنان

كودكان سامراء

كودكان صبرا و شتيلا:

((فان حزب ا...))

و حزب ا...

شعر مي شود روي لب هاي باد

خون مي شود توي رگهاي آب

جاري مي شود زير پوست خاك

 گل مي دهد در سرانگشتان آتش

 (ه)

حالا فرق مي كند

(ح) باشد يا (ه)

وقتي هواي متن

بوي سربلندي

بوي پيروزي

 بوي آزادي مي دهد.

|+| نوشته شده توسط مجید قبادیان سوادکوهی در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 | موضوع: شعر
بالا