زهرآب |
این وبلاگ محملی برای رفع تشنگی من از ادبیات معاصر است
|
|
درباره وبلاگ
![]() زهرآب (zoharab)به معنای (آب مقدس) وجه تسمیه ی(زیراب)از شهرهای شهرستان سوادکوه مازندران می باشد.
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
1-
من پيامبر شده ام اين روزها راه به راه به من الهام ميشود اين كوچه؟/نه/اين خانه؟/ نه/اين اتاق؟... اين نت ها سرشان خورده به ديوار صدا از جاي ديگرشان در مي آيد: دو فا سسسسسسسسس صداي سكوت پيچيده در اتاق تنها به خاطر تو توبه كرده ام از هر چه كه نخورده بوده ام/مي خورم به نماز ظهر به خودم اقتدا ميكنم جفت اين پرنده ،پرنده نيست گول اين حرف ها را نخور دلتنگي و از اين حرف ها از آن حرف هاست اين كوچه را سند مي زنم شش دانگ به نام تو نگو راضي نشدي كه خط روايت عوض مي شود احاديث منصوب به من همه جعلي اند 2- سنگ پشت سنگ آجر پشت آجر من اما پشتم به هيچ تكيه گاهي حتي گاهي گرم نميشود كه هيچ عمود ولو مي شود روي پاهايم كه از پنجاه وپنج به اين طرف نمي دانند :زمين انتها ندارد كه انتها ابتدائي است،كه انتهايش به خودش بر مي گردد و من از برمي گردد،بر مي گردم سطر اول كه ديگر سنگ روي سنگ بند نيست بند روي بند مي شود من كه در بند است عروسكي ساده كه هر جور طناب هايش را مي گردد كه بگردد دورت مسلسل... كه سنگ پشت سنگ. |+| نوشته شده توسط مجید قبادیان سوادکوهی در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 | موضوع: شعر
1-
من پيامبر شده ام اين روزها راه به راه به من الهام ميشود اين كوچه؟/نه/اين خانه؟/ نه/اين اتاق؟... اين نت ها سرشان خورده به ديوار صدا از جاي ديگرشان در مي آيد: دو فا سسسسسسسسس صداي سكوت پيچيده در اتاق تنها به خاطر تو توبه كرده ام از هر چه كه نخورده بوده ام/مي خورم به نماز ظهر به خودم اقتدا ميكنم جفت اين پرنده ،پرنده نيست گول اين حرف ها را نخور دلتنگي و از اين حرف ها از آن حرف هاست اين كوچه را سند مي زنم شش دانگ به نام تو نگو راضي نشدي كه خط روايت عوض مي شود احاديث منصوب به من همه جعلي اند 2- سنگ پشت سنگ آجر پشت آجر من اما پشتم به هيچ تكيه گاهي حتي گاهي گرم نميشود كه هيچ عمود ولو مي شود روي پاهايم كه از پنجاه وپنج به اين طرف نمي دانند :زمين انتها ندارد كه انتها ابتدائي است،كه انتهايش به خودش بر مي گردد و من از برمي گردد،بر مي گردم سطر اول كه ديگر سنگ روي سنگ بند نيست بند روي بند مي شود من كه در بند است عروسكي ساده كه هر جور طناب هايش را مي گردد كه بگردد دورت مسلسل... كه سنگ پشت سنگ. |+| نوشته شده توسط مجید قبادیان سوادکوهی در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 | موضوع: شعر |
|
|