تبليغاتX
زهرآب
این وبلاگ محملی برای رفع تشنگی من از ادبیات معاصر است
رويائي و شعر حجم 

توضیحی در مورد این پست:      

 الف-دراین پست  و پست هاي بعدي مي خواهم نگاهي داشته باشم به چند مدعي رهبري شعر امروز يا كمي ملايمتر مدعي ارائه ي پيشنهاد به شعر امروز .

ب- دوپست قبلتر نگاهي بود به رضا براهني و تئوري زبانيت

پ-اين پست ميبايست زودتر خدمت شما دوستان بزرگوار ارائه ميشد ولي كوچ ناگهاني تيرداد نصري در غربت بهانه اي شد كه لختي ميهمان تيرداد باشيم.

 پ-بي ترديد هر نگاهي در تلاقي با ديدگاههاي ديگر است كه منتج به نتيجه مي  شود پس منتظر شنيدن(ديدن)ديدگاههاي شما هستم.

 

 

رويائي و شعر حجم ( اسپاسمانتاليسم ) :

 

رد پاي تحليل هاي فلسفي ، زبان شناختي در كاناليزه كردن شعر دهه اخير را در متن هاي فراواني مي توان يافت كه يكي از اين جريان هاي موثر در شعر پيشرو فارغ از داعيه هاي پسا نوگرا شعر حجم و برجسته ترين حجم گرا ها رويائي بود . شايد آشنايي او با زبان فرانسه و آگاهي از تجربه هاي زباني آن ها تفاوت قابل توجهي بين او هم نسلانش پديد آورد . هم نسلاني كه با جرياني كه در دهه چهل مشخصا با عنوان « شعر ديگر » به طور غير رسمي اعلام موجوديت مي كنند . « اين جريان خود از دل جريان موج نو شعر ايران سر بر آورده بود . شاعراني كه علي رغم داشتن جهان شعري خاص خود و تفاوت هاي چشمگيرشان از برخي جنبه هاي شعري داراي خاستگاه هاي مشتركي بودند . آنها از سه زاويه 1- زبان   2 - فرم   3 – محتوا  قابل اتصال به يكديگرند . زبان شعر اغلب آنها زباني شسته و رفته ، محكم و منضبط بود كه در آن به طور  چشم گيري ايجاز را رعايت مي كردند ، آنها علاقه زيادي به استفاده از كلمات نا آشنا و تركيبات نا مانوس داشته و در نحو زبان و شيوه جمله نيز ساختاري كاملا آشنا زدا داشتند . علايم سجاوندي و تقطيع هاي دقيق از ديگر ويژگي هاي زباني اين شاعران است . اين توجه افراطي در فرم نيز نمايان بود . فرمي بسته و قطعه گون با تكرار واژه ها ، رعايت فاصله ها و پاياني مشخص از لحاظ محتوا و معنا گرايش خاصي در آنها به چشم نمي خورد . در شعر آنها معنا شديدا به تحليل مي رود و لايه هاي پنهان مي گيرد . و به راحتي عريان نمي شود » - ترانه غايبان ، هادي محيط ، عصر پنج شنبه خرداد و تير 84 –

البته اين مشخصات را مي توان در مرگ / زادن هاي يك شعر همان شماره كه به بررسي چند شعر از بيژن الهي مي پردازد و توسط خود شاعر به عنوان توضيح پيش از خواندن شعر آمده مشاهده كرد .   

همين مشخصات را مي توان به شعر حجم كه رويائي مدعي آن است تعميم داد . زندگي در زندگي كلمات كردن و چه طور از زير غبارشان در آوردن اين مشغله اصلي شاعران صدر جنبش حجم بود كه چطور كلمه ها را از زير غبار در بياورند و غني ترشان بكنند كه زبان فارسي را شعر فارسي را نجات داده و گردگيري كنند . « جدا كردن واژه ها از رابطه ها و از رابطه سازي هاشان ، آنها را زير غبار مي برد ، غبار فراموشي . خواننده كلمات را در ماموريت تازه اي نمي بيند . در حالي كه فرم و شبكه خون فرم را رابطه ها مي سازند . و ما اين رابطه را در وقت خواندن كشف مي كنيم . خوانش هم نمي تواند در سطح جاري باشد لايه هاي دروني لايه هاي خوانشي هستند . اين با آنچه در ما اتفاق مي افتد با جدايي از متن فرق مي كند » - يدالله رويائي ، گفتگو با امير حسين مدال ، عصر پنج شنبه شماره 66 – 65 شهريور 82 –

اما رويائي براي اينكه اصحاب زير چترش را وسعت ببخشد مي گويد « حجم گرائي يك مكتب نيست هر شعر خوبي  شعر حجم است » - از سكوي سرخ –

در واقع هم تعريف خاصي از حجم ارائه نمي شود تعريف او از حجم چيزي نزديك به آنچه در اصطلاح هايدگري لوگوس يا سويه جادوئي زبان خوانده مي شود ، جائي كه كلمه ما به ازاي واقعيت يا شي نيست ، تاكيد بيشتر بر تكنيك است : « حجم يك فاصله فضايي است ، يك تك فضا ، فضائي كه بين واقعيتي كه به عنوان سكو است و ماوراي واقعيت وجود دارد . لا اقل از اينجا با هم تفاوت داريم كه شعر ديگر توصيف و شرح واقعيت نيست . پس سليقه از آنجا شروع مي شود كه چگونه داريم از واقعيت مي گريزيم . بحث بر سر تكنيك اين گريز است . » - از سكوي سرخ –

فرم از نظر رويائي همين رابطه هاي بصري است و معنا هم همان فرم است . از اين زاويه اصل همه چيز بر مشاهده عيني است ( باز نمائي جهان توسط زبان ) ؛ اما نكته اينجاست كه از نظر رويائي نگاه شاعر حرف آخر را مي زند . و زبان رويائي زباني است يكسره به خود ارجاع دهنده . رويائي در مقاله شعر بدون انسان نمي تواند شعر زبان شود مي گويد : « اين دستور زبان را نمي شود دست كم گرفت ، دستور عبدالعظيم خان قريب هم باشد ، باشد . هنوز هم يك مستشرق بي ادعا ، يك ترك ، يك كرد ، گرامر زبان را از خلال آن خيلي بهتر ياد مي گيرد تا از خلال تئوري هاي انتقادي و دانشگاهي ، كه آنها نيز به نوبه خود در نظريه هاي زبان شناسانه خود لنگر گاهي در دستور قريب دارند . ما تا زماني كه زبان شناس صاحب روش نداريم و يا تا زبان شناس هايي با روش عاريه از غرب داريم . بايد به آنچه داريم يعني به همين دستور قريب و به آن چه دستور نويسان جمع آوري كرده اند و از زبان خودمان بيرون كشيده اند و .... قناعت بورزيم و دل ببنديم . و كار شاعري را و خلق زباني را به آشفتگي هاي روش هاي دستور نويسي نيالائيم و .... » اما مسئله سر اين است كه براي موارد متعدد از شعر رويائي نيز مشكل بتوان معنايي پيدا كرد . رويائي مي گويد « زبان نمي تواند در شعر جدا از شاعران براي خودش برود و دستور نپذيرد .... زباني كه در متن براي خودش برود از متن بيرون مي رود » - شعر بدون انسان –

اما سوال اينجاست اين – بيرون از متن – كجاست ؟ از منظر رويائي اين گريز از زبان ممكن است « اين كار را ذهن انسان مي كند ، حضور سوژه در زبان به صورت من مي كند ، با زبان شاعر شخص شاعر است ، من او  با اوست ، نه من او بلكه ضمير من با اوست ، با او و كلامي كه مي رود ... » - رويائي ، شعر بدون انسان –

و به نظر من مشكل رويائي از همين جا شروع مي شود كه شعر او بسيار به ذهن و انتزاع پناه مي برد و در مجموع دل آدم را مي زند . اما در هر صورت تجربه رويائي در زمان خودش تجربه بزرگي بود و دستاورد مهمي هم براي شعر فارسي داشت اين كوشش ها بخصوص در حيطه فرم اغلب خلاقه بود و به اوجي نظر گير مي رسيد اما اين روز ها داعيه رهبري شعر امروز سبب شده رويائي بيشتر از آنكه مشغول شعر باشد در پي آخر الزماني كردن آئين شعر خود است . يكي از مواردي كه رويائي را از براهني متفاوت مي سازد اين است كه رويائي به چيزي كه دست يافته قانع شده است و براهني در پي تجربيات جديد تر است ، بدون درنگ روي يافته ها و اين به نظر من سبب هرز رفتن انرژي است بدون آنكه شعرش به تشكلي برسد.

|+| نوشته شده توسط مجید قبادیان سوادکوهی در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 | موضوع: مقالات
بالا