تبليغاتX
زهرآب
این وبلاگ محملی برای رفع تشنگی من از ادبیات معاصر است
شعر 

۳

توی مترو

ایستاده افغانستان

توی چشم هائی

که لابد مضطرب

خیال می کنم

خیابان چندم؟

چندش آور است!

-چندشم می شود-

توی چشم هائی که

افغانستان را به تماشا

آرام می خوابم

هی طالبان کجائی

که ملا عمر به رخ ما...

ما خودمان...

به جان شما این خواب

سرزده وارد شد

وگرنه من که توی چشمهائی کشیده

خوردم

نوش جانم

ما که به سیلی هم صورتمان

سرخ

نمی شود

خودت را

بزنی به بیخیالی

هی ملا عمر کجائی

که ... سپید بخوان .

|+| نوشته شده توسط مجید قبادیان سوادکوهی در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 | موضوع:
بالا