زهرآب |
این وبلاگ محملی برای رفع تشنگی من از ادبیات معاصر است
|
|
درباره وبلاگ
![]() زهرآب (zoharab)به معنای (آب مقدس) وجه تسمیه ی(زیراب)از شهرهای شهرستان سوادکوه مازندران می باشد.
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
شعر
۲ جمعه وول میخورد توی تهران و من کنارش عرق می ریزم توی کاسه چشمهام پر خون زندانی را به نظاره نشسته که دارد سر از تخم بیرون که مثل قارچ از کف دستهام(مو داشت بکن مال تو) می زند بیرون این پیک آخر به سلامتی جناب زندان بان که بند تنبان به دست آمد وحالا قارچ از کف دستهاش میزند بیرون بیرون جمعه دارد وول می خورد و من کنارش دنبال یک لقمه نان حلال یا حرامش چه اهمیت دارد وقتی قارچ از کف دست ها می زند بیرون زندان می شود توی زندانی که نا خواسته خانه مان شد تنیده دورمان چنبر زده مترصد فرصتی است که اگر نوشم نئی نیشم- چرائی توی هیچ متنی بی پاسخ نمی ماند زندان را برای همین روزها آفریده اند. |+| نوشته شده توسط مجید قبادیان سوادکوهی در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 | موضوع: شعر |
|
|