زهرآب |
این وبلاگ محملی برای رفع تشنگی من از ادبیات معاصر است
|
|
درباره وبلاگ
![]() زهرآب (zoharab)به معنای (آب مقدس) وجه تسمیه ی(زیراب)از شهرهای شهرستان سوادکوه مازندران می باشد.
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
احمد رضا احمدی و موج نو
توضیحی در مورد این پست: الف-دراین پست و پست هاي بعدي مي خواهم نگاهي داشته باشم به چند مدعي رهبري شعر امروز يا كمي ملايمتر مدعي ارائه ي پيشنهاد به شعر امروز . ب- پست هاي قبلي نگاهي بود به «رضا براهني و تئوري زبانيت» و «رويائي و شعر حجم» پ-بي ترديد هر نگاهي در تلاقي با ديدگاههاي ديگر است كه منتج به نتيجه مي شود پس منتظر شنيدن(ديدن)ديدگاههاي شما هستم. احمدرضا احمدي و موج نو : احمدي از شاعراني است كه به خاطر جريان سازي در شعر معاصر قابل دقت نظر و بررسي است پيشنهاد او در كتاب « طرح » هر چند براي ادبيات فصل تازه اي نبود ( قبل از او هوشنگ ايراني دست به تجربه هايي در بي وزني ، ايجاد اشكال در فهم مفهوم ، سكته هاي خوانشي ، بازي هاي زباني و گريز از سلطه شعر ممكن زده بود ولي تداوم نداشت ) اما هسته اصلي جرياني را ساخت كه بعد ها به نام شعر « موج نو » قسمت اعظمي از ادبيات معاصر را با خود درگير كرد . احمدي داراي نظريه در شعر « موج نو » نيست ولي به جاي نظريه پردازي ها و مقدمه نويسيهاي معمول در كتاب اول خود شعري بنام قصيده چاپ مي كند كه تكرار مصرع « شب حزين و من غمين و ره دراز » است اين سطر در چهارده بيت تكرار مي شود كه نوعي بطالت را براي خوانشگر به وجود مي آورد . مراد او از اين حركت ، نوعي حركت ضد سنتي بود كه حركتي اعتراضي را مي ماند كه شعر كهن جز تكرار و مكررات چيز ديگري نيست ، اما چيزي كه اين نظر را زير سوال مي برد اين است كه احمدي هيچگونه تجربه كلاسيك نداشت كه ابتدا ثابت كند او توانائي سرودن چنين شعري را دارد كه بعد بيايد از وزن و موسيقي و .... فرا روي كند ، او حتي يك تجربه نيمائي هم نداشت ولي در مصاحبه اي از او مي خوانيم « در آغاز شاعري من با چندين كليشه روبرو بودم و كليشه شعر قديم كه فرسوده بود و دروغ بود . انجمن هاي ادبي كه در واقع مفرد و نمايشگاه فسيل هاي تاريخ بود . شعر نيما هم به سرعت به كليشه اي تازه مبدل شده بود ! » - عصر پنج شنبه 80 - 79 – ادعائي كه فكر نمي كنم خودش هم در خلوت به آن اعتقادي داشته باشد . اما چند ويژگي شعر احمد رضا احمدي : 1- زبان : شعر احمدي داراي بيان تصويري است يعني به جاي آنكه او در كلمه فكر كند در تصوير فكر مي كند و به جاي آنكه به واژه ها حرف بزند با تصاوير قابل لمس حرف مي زند و اين بيان تصويري او را بسيار به ايماژيست ها نزديك مي كند با اين تفاوت كه تصاوير احمدي حسي ترند اما جداي از تصوير ساز و كار اين زبان تاثير نثر مي باشد . با اين توضيح كه تفاوت عمده آنها اين است كه وجه اطلاع رساني و معنا مندي يكه و مشخص نثر در شعر احمدي وجود ندارد . اما شباهتهاي شعر احمدي و نثر روزنامه اي را نمي توان كتمان كرد ؛ به همين دليل نيز براهني در « طلا در مس » در نقد مشهورش « مناجات يك جنين » مي گويد : « شعر احمدي اگر البته بتوانم به يك مفهوم شعر بودنش را ثابت كنم ... » كه اشاره مستقيم به مشكلي كه با زبان احمدي دارد . كه در همان نقد زبان شعر احمدي را با زبان « جنين خواب نما » شده قياس مي كند. براهني در همين نقد ، احمدي را به اسكيز فرني متهم مي كند « اما هميشه در دنياي جمع افراد ، در دنياي از هم گسيختگي هاي غير منطقي و در دنياي سمبول هاي دقيقا مفهوم نيافته ، در دنياي شيفتگي كلمات نا آشنا ، اعمال بي دليل و بي هدف زندگي مي كند » . و اين اتهامات بعد ها سر لوحه كار خودش قرار مي گيرد كه در مقاله چرا من ديگر يك شاعر نيمايي نيستم آنها را به عنوان خصوصيات شعر خود عنوان مي كند . فرم : عده اي شعر احمدي را فاقد فرم دانسته اند كه از آشفتگي شديد رنج مي برد و عده اي نيز بر اين نظرند كه فرم شعر احمدي ، فرمي است آزاد و باز و نه بسته و قالب پذير . اما واقعيت اين است كه در كار او فرم و خاصيت هاي زيبايي شناختي صورت شعر اهميت چنداني ندارد . در نزد او مهم مفهوم و تلقيات دروني متن است . نه فرم موسيقي و وزن . او در عالم شعر همواره به معنويت چشم داشته تا جنبه مادي آن و همواره به اين جمله كانديسكس استناد مي كند كه روابط در هنر لزوما روابط فرم ظاهري نيستند ، بلكه مبتني بر تفاهم دروني معنا مي باشند قبل از اين كلمات در شعر كلماتي بودند آشنا كه تركيبات آشنايي را مي ساختند و در محور هاي مشخصي جاي مي گرفتند . احمدي در طرح كلمات پيشنهادات تازه اي داشت . در اين طرح او دست به نوعي « شي سازي » مي زند . كلماتي كه ريشه در زندگي شي زده و مصنوعي امروز دارند ، كلمات تلفيضي نظير : كاغذي ، فلزي و .... كه ساخته ذهن خود احمدي بودند . و در مجموع مواد خام « موج نو » را به وجود آوردند . ايجاد فضا هايي جديد در حذف تاريخي مفهوم سابق از كلمات و حذف قاطع و سريع وزن به عنوان عنصر كانوني در شعر ، و حتي موسيقي شعر شاملو ذهنيت جديدي را پديد آورد كه مهم ترين دستاورد احمدي بود . و فضا هايي را وارد شعر معاصر كرد كه هنوز بكر و تازه است . در شعر احمدي هيچ يك از اشيا و اتفاقات و روابط در جاي اصلي خود قرار نگرفته اند و از تمامي آنها ساختار شكني شده است . و نكته آخر اينكه شعر احمدي يك شعرخود ارجاع است . واقعيت و عينيت بيرون مستقيم در شعر احمدي وجود ندارد نگاه او يك نگاه به وي و كودكانه است . و ساز و كارهاي معنايي شعر او در درون خود شعر نهاده شده است و ما نمي نوانيم از هيچ منبع و ماخذ بيروني براي توضيح شعرش استفاده كنيم. اما آنچه به عنوان تكمله مي توان اشاره كرد اين است كه احمدي خود همواره اشاره دارد كه در شعرم از آتشفشانهاي خوابم آغاز مي شود و در بيداري بر صفحات كاغذي منجمد مي شود. و جايي ديگر مي گويد : اگر شعر من ناب باشد پس از تولد ، سنگ مي شود ، من عادت به باز نويسي مكرر ، تراش ندارم و اين باز نويسي مكرر ، و اين تراش و صيقل قبل در خواب من رخ داده ، من فقط خوابم را پاكنويس مي كنم . عصر پنج شنبه شماره 80 – 79 اما پس اينجا هنرمند ( شاعر ) چكاره است تنها يك مديوم ، كه منتقل كننده گدازه هاي اين آتشفشان بر روي كاغذ است پس عرق ريزان روح چه مي شود «مي شود اين شاعر را هنرمند ناميد ؟ من! شك دارم اما از كسي كه همه چيز را انكار مي كند از سنت هاي شعري و نحله هاي شعري ديگر گرفته تا مضحك شمردن سينماي ما در بگذاريد ادبيات ما حرمت خودش را داشته باشد مثل سينما جهاني و مضحك نشود » و .... انكار خودش هم بعيد نيست . احمدي را با جمله اي از خودش به پايان مي بريم : « من وقت آن را ندارم كه تاثير شعرم را بر ديگران جستجو كنم . حوصله هم ندارم . اگر باز سخن بگويم هياهو مي شود . روزگار قضاوت خواهد كرد .... » عصر پنج شنبه 80 – 79 آري روزگار قضاوت خواهد كرد . |+| نوشته شده توسط مجید قبادیان سوادکوهی در شنبه پانزدهم دی 1386 | موضوع: مقالات |
|
|