زهرآب |
این وبلاگ محملی برای رفع تشنگی من از ادبیات معاصر است
|
|
درباره وبلاگ
![]() زهرآب (zoharab)به معنای (آب مقدس) وجه تسمیه ی(زیراب)از شهرهای شهرستان سوادکوه مازندران می باشد.
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
بابا چاهی و پسا نیمائی
توضیحی در مورد این پست: الف-دراین پست و پست هاي بعدي مي خواهم نگاهي داشته باشم به چند مدعي رهبري شعر امروز يا كمي ملايمتر مدعي ارائه ي پيشنهاد به شعر امروز . ب- پست هاي قبلي نگاهي بود به «رضا براهني و تئوري زبانيت» ؛ « رويائي و شعر حجم»و«احمد رضا احمدي و موج نو». پ-بي ترديد هر نگاهي در تلاقي با ديدگاههاي ديگر است كه منتج به نتيجه مي شود پس منتظر شنيدن(ديدن)ديدگاههاي شما هستم. علي بابا چاهي و پسا نيمائي : دهه چهل دهه اي بود كه شاهد كشمكش تفكراتي بود در حوزه شعر كه شعر را به دو شقه ناب و غير ناب تقسيم مي كرد . و نشانگر تضاد مشخصي در حوزه هاي تفكر روشنفكري ، ناشي از مقتضيات اجتماعي – سياسي آن دوره بود . شعر ناب اما عنوان عامي است براي موج نو؛ شعر حجم و .... كه در اشكال مختلف شعري است تصوير محور ، و تصوير محوري فرآيند دوره اي خاص از شعر مدرن ايران است . آغاز گاه شاعري و انتشار كتابهاي بابا چاهي نيز از دهه چهل است . اما بابا چاهي مورد نظر ما از زماني مورد بررسي قرار مي گيرد كه در موخره كتاب « نم نم بارانم » به گونه اي تئوريك درباره وضعيت شعر معاصر سخن گفته و خصيصه هاي ساخت زماني نوع شعر پسا نيمايي را توضيح داده است . و نوعي فرا روي از شعر « نيمايي » و « غير نيمايي » معرفي كرده است . ديد گاهي كه به گونه اي كاملا مشخص نظريات پسا مدرنيستي را در خود جاي داده . ديد گاهي كه :«به نوعي تجديد نظر در ذهنيت و معرفت « مدرن » است كه سعي در يكسان سازي پديده هاي مفهومي و از بين بردن تمايز ها و تفاوت ها دارد ، شالوده شكني از صورت بندي هاي معرفتي ؛ افسون زدايي از سرعتي غير مجاز كه عقليت مدرن به خود گرفته است ، آنچنان كه مهر ورزي و اشكال ديگر معرفت را زيرپاي خود نيست و نابود كرده است پرهيز از كالايي شدن زبان ، بيان و رابط هاي گفتاري و نوشتاري »( بابا چاهي: موخره كتاب قيافه ام كه خيلي مشكوك است ) و اين ديد گاه شعر پسا مدرن را شعري مي داند كه حاصل تفكر پسا مدرني است نه اينگونه كه بگوئيم اين شعر پسا مدرن است و اين يكي نيست . از نظر او هيچ مدل و الگوي خاص پسا مدرنيستي وجود ندارد . خوب وقتي هيچ الگوي خاصي از پسا مدرن وجود ندارد و از طرفي بنا به گفته خود بابا چاهي پسا نيمايي « اشارتي رندانه به مولفه هاي پست مدرنيست ها دارد » با اين تناقض نمائي وقتي بابا چاهي از ويژگي هاي شعر پسا نيمايي سخن مي گويد يعني اين ويژگي ها به الگويي خاص منتهي نمي شود . پس بابا چاهي در معرفي و تبين شعر پسا نبمايي دچار كلي گويي شده كه با ويژگي هاي شمرده خود او منافات دارد . ومجبور مي شود مدام تاكيد كند كه « شعر پسا نيمايي بر مولفه هايي از ديدگاه پست مدربيست ها نظر دارد كه مي توانند اينجايي شوند مثلا در برخورد با سنت » او در همان موخره تاكيد دارد پسا نيمايي نمي خواهد به آوايي مسلط تبديل شود – چون در تعارض با چنين تصوري است – از دو منظر نگارشي و نگرشي از شعر غير نيمايي ( سپيد نگاري ها و اوزان پيوندي و تفكر مبتني بر حقيقت يا خطا و .... ) و شعر نيمايي با ويژگي هاي « تصوير محوري ، نماد گرايي ، ابلاغ پيام ، غلبه مولف بر متن ، بيان اديبانه يا شبه اديبانه ، رعايت اصول عروض نيمايي دو قطبي ديدن پديده هاي مفهومي و .... » فرا روي مي كند . و از نظر نگارش صوري : از تشبيهات و استعارات ، قواعد قابل پيش بيني ، قوالب مسلم در شعر پيش از خود ، خودكار شدن زبان ، اشكال مستعمل صوتي ، تكيه كلام هاي خسته كننده و هر نوع شيوه ي ارائه را كه نظام مستقر ادبي – هنري بر آن تاكيد دارد ، به كنار مي گذارد ، و با سلب اعتبار از نمادين يا استعماري ديدن دال ها ، رويكردي مشتاقانه به تكثير فضا ، تنوع الحان و ادغام بيان ها « هم زيستي چند صحنه – چند زمان » دارد . و مي گويد : كنش ناب نگارش از منظر شعر پسا نيمايي به معناي تاكيد بر زبانيت زبان است و به تاخير انداختن معنا و نه حذف ارادي و مكانيكي معنا ها ، فرم در شعر پسا نيمايي معطوف به فضاي اجسام و پديده هاي شعر است ، نه رعايت انسجامي فرموله شده . از نظر نگرشي : شعر پسا نيمايي تاكيد دارد بر : نفي نخبه گرايي تصويري تا كلان الگوهاي واحد انديشگي – زيبايي شناختي ، تقدس زدائي مفاهيم ( محتوا ) . شعر پسا نيمايي از حقيقتي كامل و جاودانه سخن نمي گويد ، بلكه حقايق متكثر و در لحظه را به نحوي « زباني » عرضه مي دارد . به تداعي آزاد و كشف رويا متمايل است و .... » خوب گيريم كه همه اينها درست كه در جاي خود همينطور هم هست اما اين همه ويژگي بر شمرده چه چيز اضافه اي از نظريات مطرح اين سالها دارد جز اينكه سعي كرده همه آنها را زير يك چتر بياورد او در جايي مي گويد كه شاعراني كه زير اين عنوان قرار مي گيرند خواه يا نا خواه نگاهي به مقوله هاي پست مدرنيست « براهني مثلا در پاره اي از شعر هايش زير همين عنوان قرار مي گيرد ، بخش هاي زيادي از شعر هاي خود من ( علي بابا چاهي ) منظر قابل بررسي است . تمام شاگردان كارگاه شعر براهني زير همين عنوان قرار مي گيرند و هر گونه پسا مدرن نمايي تحت عنوان شعر پسا نيمايي قرار مي گيرد » موخره قيافه ام كه خيلي ..... اين سياست يكي به نعل زدن و يكي به ميخ را مي توان در موارد زيادي در صحبت هاي بابا چاهي نشان داد . او را در جايي مقايسه كنيد : « اطلاق اين اسم يافته ( پسا مدرنيسم ) به بخشي از شعر امروز در صورتي درست است كه اولا راه رشد كنار گذر را ( گذر به شعر فرا مدرن در پست مدرن ) بدون طي كردن روند مدرنيته و مدرنيسم در جامعه اي مثل ايران در شعر امروز بپذيريم . ثانيا گسسته نويسي ها ، نحو ستيزي هاي بي دليل و « از » ، « با » و « بي » گرائي هاي از سر تفنن در شعر را به حساب شعر پست مدرن بگذاريم و يا شعر پست مدرن را تا سطح نوعي زبان آرائي ادبي تقليل دهيم .... ) خوب؛ اشاره مستقيم تر از اين به براهني ؟ به نظر مي رسيد بابا چاهي با مطرح كردن شعر پسا نيمايي در واقع ديدگاهي را مطرح مي كند كه حاصل تاملاتي است بيشتر در كار ديگران تا خودش . هر چند همينكه خودش را تك صدا و هميشگي نمي داند و بر استقرار و آخرالزماني بودن اصرار نمي ورزد ؛ قابل تقدير است . |+| نوشته شده توسط مجید قبادیان سوادکوهی در جمعه هفدهم اسفند 1386 | موضوع: مقالات |
|
|